الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

75

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

برترىهاى فقه اسلامى 1 . « فقه » انعكاسى از برترى خالق عقل بر عقل در قوانين الهى ، قانونگذار خداوندى است كه خالق انسان و خالق عقل انسان است يعنى آن منبع بىنهايتى كه عقل ، تنها شعاعى از وجود اوست و نسبت به مصالح و مفاسد انسانى كه مكلّف به اين قوانين است ، شناخت كافى دارد و از طرفى ديگر جاذبه‌هاى نفسانى و شهوانى دربارهء او مفهومى ندارد تا او را از وضع قوانينى هماهنگ با آن مصالح و مفاسد ، بازدارد در حالى كه واضعان قوانين بشرى ، هم شناخت ناقص و محدودى از مصالح و مفاسد دارند و هم افكار آنان ممكن است تحت تأثير جاذبه‌هاى نفسانى و شهوانى قرار گيرد و روشن است كسى كه خود نياز به دستگيرى و كنترل و هدايت دارد نمىتواند با وضع يك سلسله از مقرّرات و قوانين ، هدايت كنندهء ديگران شود « قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » . « 1 » به بيان ديگر : تفاوت فقه اسلامى بر قوانين وضعى دنيا جلوه‌اى از برترى خالق عقل بر عقل و انعكاسى از تفاوت بين تراوشات فكرى بشر با مبدأ وحى است چرا كه واضع و قانونگذار در فقه اسلامى خداوندى است كه اوّلًا : بر همهء نيازها و خواسته‌هاى بشر اشراف كامل دارد لذا هيچ گونه كاستى و تناقض و تضادّى در قوانينش مشاهده نمىشود . ثانياً : تأثير هوا و هوس‌ها در مورد او مفهومى ندارد در حالى كه عقل انسان حتى در آنجا كه به صورت خرد جمعى ظهور پيدا مىكند در بسيارى از موارد مغلوب و محكوم خواهش‌هاى نفسانى قرار مىگيرد و ممكن است مثلًا به وضع امورى بسيار مستهجن ( مانند مشروعيّت بخشيدن به همجنس بازى ) تن دهد . « 2 » ثالثاً : چيزى به نام شرم و حيا او را از بيان حق باز

--> ( 1 ) . يونس ، آيهء 35 . ( 2 ) . در پايان اين فصل به بعضى از قوانين بسيار زشت بشرى با ارائهء آمارهاى رسمى در رابطهء با آثار و عواقب زيانبار آن اشاره خواهد شد .